» رزمنده دیروز!! محتاج امروز؟؟

 

 

امروز عصری تلفن زنگ زد  نوه گلم گفت حاجی یک اقایی با شما کار داره

گوشیو گرفتم گفتم سلام بفرما

دیدم عباس اقا هست

 گفت حاجی همسرمو اوردم بیمارستان  هم ازمایش هم سونو گر افی نوشتند

هم دارو نزدیک یک میلیون میشه کم دارم داری برام 600 بدی؟

الله اکبر

گفتم چشم بزرگوار شماره کارتتو بده در خدمتم.

 زندگ زدم به سر پرست هئیت امنا حسینیه . حاج سید  صادق. گفتم از پول

حسینیه ششصدبریز به این شماره کارت. بعد تشریف بیار تا توضیح بدم خدمتت.

عباس اقا  بازنشسته ارتش و یکی از انسانهای مومن و والایی هست.

ارادت خاصی دارم خدمتشون. 

شب  زنگ خونه را زدند بچه ها گفتند عباس اقا هست.

گفتم بگید تشریف بیاره داخل.

  الله اکبر تا دیدمش اوضام بهم ریخت معلوم بود این پیر مرد خیلی گریه کرده.

چشماش قرمز و متورم بود. نشست .  نای صحبت کردن  نداشت.

گفت حاجی دیگه کم اوردم  هم از زندگی هم از ایمان . این چه اسلامی هست

که من جبهه رفته  مسجدی . باید دستمو پیش اینو ان در از کنم برای پول.

الان خودمم هم مریضم اما نمیتونم برم دکتر  فقط تونستم همسرمو ببرم یک

میلیون بالاتر امروز برای دوا درمانش خرج کردم . 

بخدا قسم دیگه ایمان به این حضرات ندارم عوض رسیدگی به ماها که غلام

حلقه بگوششان هستیم خرج کسانی میکنند که کم بشه نا سزا بهمان میگن.

راستش خودمم هم اوضاع خوبی ندارم با این ترکش پشتم . با داروها و

امپولهای گران قیمت.

گفتم عباس اقا بغیر از  چند میلیون مفت خور اوضاع همه ی ملت همینه فداتشم.

۰ نظر / ۲۱ بازدید
آخرین مطالب این وبلاگ



Buy Organic Traffic
Buy targeted website traffic
ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
Buy Google Search Traffic



  لوازم خانگی   |   ساروج   |   پاپ آپ استند   |   ساخت وبلاگ