مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» اونجوری بودند که اینطوری شد!!

 

سال 49 در حین استخدام  تو صف با یه پسر خوشگل
و سر زبون داری اشنا شدم.
بچه کرج بود  .با معرفت و با وفا.اسمش هم اقا مهدی....
با هم استخدام شدیم دوره دانشجویی  را باهم تمام کردیم.
با هم درجه گرفتیم.
اون قسمتش مهر اباد شد
من قسمتم فرماندهی اموزشهای هوای.{تهران نو}
سال 57 منو منتقل کردند بندر عباس.
بعد دوماه دیدم ای بابا اقا مهدی هم امد. گفت بدون تو
نمیتونستم تو تهران خدمت کنم.ازدواج هم کرده بود .
تا اینکه انقلاب شد. باشگاهها تبدیل به مسجد و نماز خونه شدند.

آرایشی بهداشتی
فرم ارسال نظر





  ساخت وبلاگ تبلیغاتی  




چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات مشاهده