تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» وداع.....

وداع 


شعری از سلما شریفی

 

تقدیم به مادران و دختران زلزله زده کرمانشاه

  

 
پدر

کمرم را محکم ببند

بیرون خانه

سایه‌ی سنگین زنی

منتظرم ایستاده

مادر

چادر سفیدم را چقدر بلند دوخته‌ای

حتما موقع رفتن

همه‌ی برگ‌های زرد کوچه را جارو می‌کند

من همیشه اعصاب کوچه را خُرد می‌کردم

از بس لِی لِی‌کنان

خش خش این برگ‌ها را در می‌آوردم

حالا بوسه‌هایتان را بر پیشانی‌ام بکارید

قرآن و کاسه‌ی آب بیاورید

وای کاسه!

از آن یک دست کاسه‌ی چینی

تنها همین یکی مانده

بقیه را من شکستم

با سر به هوایی

سر به هوایی‌ام را نمی‌برم

دلواپسی‌هایم را می‌برم

گریه‌هایم را می‌برم

لبخندهایم را می‌برم

اما خنده‌های بلندم را نمی‌برم

گذاشته‌ام داخلِ اتاقم

زیر لباس‌های زمستانی

کنارِ دستکش‌هایی که بوی گلوله‌های برفی می دهد


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ   |   مودم اینترنت   |   خرید آنتی ویروس   |   ساخت وبلاگ حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله