تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» پل‌هاي زيادي هست كه بايد بسازيم!

دو برادر كشاورز كه با هم توي يه مزرعه كار ميكردن.

يه روز بينشون اختلاف پيش مياد و كارشون به قهر و لج

و جدايي مي كشه. يك روز كه برادر بزرگه وارد مزرعه

مي شه مي  بينه كه برادر كوچكترش، يك نهري وسط زمين

كشيده و زمين خودشو از اون جدا كرده....

برادر بزرگه عصباني شده بود، در عكس العمل كاري كه

برادرش كرده بود؛ ميره و نجار  پير شهر رو مي آره و نهري

كه از وسط مزرعه گذشته رو به بهش نشون ميده و ميگه.

برادرم دركينه  با من، اين كار رو كرده و من هم ميخوام

تلافي كنم تو بيا بين دو مزرعه ما يك حصار درست كن كه

من ديگه نه خودشو و نه زمينشو نبنيم.  نجار پير قبول كرد

و مشغول به كار شد. غروب وقتي برادر بزرگتر براي

سركشي اومد از تعجب خشكش زد. نجار پير به

جاي حصار يك پل روي نهر ساخته بود. برادر بزرگه

عصباني به دنبال نجار مي گشت كه يك دفعه برادر

كوچيكش رو ديد كه داره شرمگينانه از روي پل به

سمت اون مي آد!  برادر كوچكه به محض رسيدن به

برادر بزرگش اونو در آغوش كشيد

و گفت: «واقعا من رو از بابت كندن نهر ببخش! تو با درست

كردن اين پل بزرگترين درس زندگي را به من دادي، تو

به من پيام محبت دادي و منو شرمنده كردي... برادر بزرگه

درحالي كه قطرات اشك در چشمانش نشسته بود؛  داستان

پيرمرد نجار رو همانطور كه بودبراي برادرش تعريف كرد. هر دو

براي قدرداني نزد نجار پير رفتند و از پيرمرد خواستند كه دعوت

آنها را پذيرد و  مدتي نزد آنها بماند،

اما نجار تشكر كرد و گفت: بايد بروم، چون پلهاي

زيادي هست كه  بايد اونها رو بسازيم! و رفت.

ما هم پلهای زیادی را از دست دادیم و بینمان جدایی افتاده

بر اثر ندانم کاری ، باید با هم برای نزدیکی و زندگی سراسر

شاد  وخدا پسند در کنار هم باید پلهای زیادی را درست کنیم

 


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   ساخت وبلاگ   |   مودم اینترنت   |   خرید دیسک ترمز  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده