موضوع : | بازدید : 48 | تگ ها :
تاريخ : 11 / 3 / 1398 | 23:26 | نویسنده : پویا

 

 

اگر خداوند منان قبول کند هر سال در شب
 
 
21 رمضان حاجی خانم اش رشته می پزه.

 امسال گفت حاجی اگر اجازه بدی امسال

قیمه درست کنیم چون خیلیا را میشناسم شش ماه

به شش ماه نمیتونن یه غذای گرم بخورن.

گفتم عزیز حاجی شما صاحب اختیاری  خدا قبول کنه.

شب بعد از مراسم دعا و نیایش به عزیزان گفتم  یه

همچی مسئله ای هست اگر کسی خواست کمک کند

در خدمتش هستیم. خدارا شکر چند نفری اعلام کردند

کمک میکنند. با یاری عزیزانمون برای 500 نفر غذا

تدارک دیدم. عصر 21 که تو حیاط عزیزانمون مشغول
 
پختن غذا بودند یکی از بچه ها امد گفت حاجی تشریف

بیار دم در ببین چه اوضاعیه . بلند شدم رفتم دیدم ای خدا

نزدیک 50 نفر دم در ظرف بدست صف کشیدند.

 الله اکبر الله اکبر

هیچ سالی همچی مسئله ای نداشتیم.

همانجا بلند یک لعنتی به باعث بانی این اوضاع کردم

همه گفتند امین یا رب العالمین..

گفتم عزیزان من اینجا معذب میشوید تشریف بیارید تو حسینیه.

امدند نشستند. دوساعت طول کشید تا غذا اماده شد اما این

بندگان خدا با صبر و حوصله نشستند. با هرکدام صحبت میکردم

یا کارگر اخراجی بود یا میگفتند چند ماهه حقوقمونو نداند.

خواستم از حضرات بپرسم ایا حقوق شما ها هم عقب افتاده.

ایا شرمنده ی اهل و عیالتان شدید ؟

نه چون حسابهایتان پره از اموال همین مردم گرسنه هست.
 
روزی را میبینم همین بندگان خدا در محضر الله خندان ایستاده اند

و شما عاشقان قدرت و زر و زور گریان و روسیاه.

این وعده ی الهی هست و تخلف ناپذیره.

تا دیر نشده بیائید با دادن حق مردم از شان حلالیت بطلبید تا خداوند

منان از گناهانتان که بالاتر از کو قاف هست بگذرد.

ولا تاکلو اموالکم بینکم باالباطل.

 



پیچک