موضوع : | بازدید : 28 | تگ ها :
تاريخ : 24 / 2 / 1398 | 22:53 | نویسنده : پویا

 

 

عصری رفتم بیرون برای خرید
حاج محسن را دیدم.سلام کردم
علیکی گفت و سلام داد.
گفتم حالت چطوره مومن؟
گفت چی بگم حاجی این مردم میزاره
حالی برای ادم بمونه
گفتم چی شده خیره انشاالله
گفت زن فلانی را میشناسی؟
الله اکبر!!
گفتم خودشو میشناسم اما زنشو نه
چیزی شده؟
گفت تو مغازه مش صادق داشتم وسائل
میخریدم دیدم امد تو وای اب شدم
گفتم چرا اب شدی؟
گفت بابا فقط یه مانتو نازک تنش بود
گفتم روزه ای  گفت بله حاجی؟
گفتم امروز حمالی کردی برای زن  فلانی.
گفتم بیچاره از صبح دهنتو بستی برای خوردن
ادای روزه دارا را در میاری انوقت به اندام زن مردم
نگاه میکنی و ایراد هم میگیری .
از کجا معلوم تو پیشگاه خداوند اون زن مقامش از من و
تو بالاتر باشه.
اولا برو دورکعت نماز توبه اقامه کن بعدش هم برو در خونش ازش
حلالیت بگیر تا خدا از گناهانت صرف نظر کنه والا خیلی بیچاره ای
خیلی بهش بر خورد با اخم گذاشت رفت
اسمش  محسن. پیشوندش حاجی . به ظاهر روزه دار و در حال عبادت
اما داره گناه کبیره مرتکب میشه این یعنی شدن حمال شیطان
 
وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى
 
 
{ هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد}
 
اما..............
 
لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ
 
تا سرانجام در روز قیامت بار گناهان خود را به نحو کامل و نیز پاره‏اى از
 
بار گناهان کسانى که آنها را به نادانى گمراه مى‏کردند بردارند
 
در حیرتم حضراتی که از صبح تا شب نسبتهای ناروا به انسانها میدهند خودرا
 
بری از هر عیب میدانند ایا میدانند از جاهلترین انسانها هستند که زاده شده اند.
 
پناه میبرم بخدای منان



پیچک