موضوع : | بازدید : 48 | تگ ها :
تاريخ : 14 / 2 / 1398 | 22:17 | نویسنده : پویا

دیشب مهمان داشتیم . بخاطر همین نون تمام شد.

امروز  ساعت 9 رفتم برای نون

تا رسیدم دم نانوایی حاجی مش ممد علی دیدم

یک نیسان جلو نانوایی هست و کلی مامور هم داخل هم بیرون.

 کمی دور ایستادم چون من از اینطور اجتماعات میترسم.

اقایی امد بغل دست من ایستاد سلام داد منو میشناخت اما
 
من ایشونو بجا نیاوردم.

علیک گفتم پرسیدم چی شده؟

گفت حاجی   ، حاجی مش ممدعلی داشته ارد میفروخته گرفتنش.

عجب؟؟؟

 بابا نا سلامتی تو رفتی مکه خودت هم از پیشتازان و عاشقان

 مولا حسین هستی تا مداح دهنشو باز میکنه صدای هق هقت

 گوش فلک را کر میکند.

 سوار ماشینش کردند با نیسان پر از ارد بردنش.

 پسرش که خیلی هم سرخ شده بود از خجالت بدستور بازرس

شورای ارد و نان شروع کرد به پخت نان.

چرا تا وقتی حاجی نشدیم حرص مال دنیامون کمتره وقتی رفتیم

مکه شدیم حاجی به صغیر و کبیر رحم نمیکنیم.

من مال یکنفر را بدزدم مسئولم در مقابل یکنفر در روز قیامت

اما این حضراتی که اموال مردم را در دروز روشن می دزدند ایا
 
اصلا اعتقادی به خدا و روز جزا دارند.


من که شک دارم.

شما چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 



پیچک