موضوع : | بازدید : 96 | تگ ها :
تاريخ : 3 / 2 / 1398 | 2:28 | نویسنده : پویا

 

 اقا شیخ محمد را از کوچکی میشناسم

از دوران بچگی  ادم دو رنگی بود.

چون همیشه بمن سلام میکرد  و رد میشد

یکبار که سلام داد رفت برگشتم نگاهش کنم

دیدم ادای راه رفتن منو در میاره.

وقتی بزرگ شد رفت حوزه شد معمم.

دیگه نشون میداد که ادم خدا ترسی شده.

وقتی به چیزی گیر میداد افراطانه  تا نمیچلونئش

ولش نمیکرد.
 
من عصر ها میرفتم مسجد برای اقامه نماز.

بعد اتمام بر میگشتم خونه نمی نشستم.

چون حوصله نشستن نداشتم با این بدن رنجورم.

یکشب دوتا از دوستان بعد نماز دستمو کشیدن

گفتن حاجی بیا بشین تو رو در واسی نشستم.

شیخ محمد نمازش تموم شد رفت رو منبر.

بد جوری گیر داد به کراوات.
 
کراوات افسار تمدنه. نماد کفره .تحفه غربیها

برای خراب کردن مسلمانهاست و الی اخر.

تیر ماه بود که حاجی خانم و بچه ها گیر دادن که

همه همسایه ها رفتن ترکیه کلی لباس و وسائل

خریدند ارزان. هرچی گفتم بابا بظاهر ارزانه

اما خرج راه و هتل و ویزا را با اینها جمع ببندی تو ایران ارزانتره .

بگوششون نرفت که نرفت.

خلاصه بعد گرفتن ویزا و بلیط راهی ترکیه شدیم انهم شهر وان.

روز دوم بود که داشتیم برای خرید تو شهر پرسه میزدیم

جلو یک فروشگاه نسبتا بزرگ پسرم گفت حاجی حاجی؟

گفتم جان
 
گفت شیخ محمد !!

برگشتم دیدم اوففففففف چه اقا شیخ محمدی سه تا بچه

و همسرش دارن جلو یک مغازه به اجناس نگاه میکنند.

شلوار لی  با پیرهن  سفید رنگ . با یک کراوات قرمز رنگ.

لا مصب چه تیپی هم داشت انصافا خوش تیپ و خوش هیگل هم بود.

خوب بقول قدیمیا فضولی تو ذات ما انسانهاست.

رفتم بطرفش سلام دادم تا منو دید بنده خدا خشکش زد رنگش پرید

زورکی علیکی گفت . گفتم اقا شیخ محمد انشاالله که خوش بگذره.

یه تبسم زور کی کرد گفت ممنون جاجی.یه دختر 18 ساله داره

دست بابا را گرفت گفت بریم حاجی. اما بنده خدا نای رفتن نداشت

چون انتظارشو نداشت با اون اوضاع من ببینم افسار تمدن بسته.

گفتم اقا شیخ محمد عجب کراوات خوشگلی بستی از اینجا خریدی

بازش کرد گفت فابلی نداره حاجی مال شما.

گفتم خودت میدونی که من تو عمرم کراوات نزدم. ممنون ببندش

خیلی بهت میاد. فقط یادت باشه چیزی را پیش مردم ازش بد میگی

نباید خودت حتی در خفا هم ازش استفاده کنی.

خدا حافظی کردم برگشتم.

بعد سه روز برگشتیم . یه چندر روزی ازش خبری نبود از

خدام مسجد پرسیدم اقا شیخ محمد نیست.
 
گفت حاجی از این محل رفته خونش هم اجاره داده

عجب؟؟!!!

چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی.

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ

اى کسانى که ایمان آورده‌اید!

چرا سخنى مى‌گوئید که عمل نمى‌کنید؟



پیچک