موضوع : | بازدید : 103 | تگ ها :
تاريخ : 13 / 1 / 1398 | 15:27 | نویسنده : پویا

 

ای نعمت خداوندی

کی تو را به نقمت

تبدیل کرد

 

داری با کشورم چی میکنی؟!


ما آب را برای آبادی میخواستیم ،


نه ویرانی،حواست هست ؟!


آمدی وآسمان را به زمین دوختی بی انصاف؟!


صدای ترس واضطراب این مردم خسته از درد،


برای لحظه ای هم تنت را نلرزاند؟!


صدای آه کوچه وخیابان های دلشکسته ی سرزمینم را نشنیدی؟!


کاش میدانستی ما آنقدر روی لطف و مهربانی ات


حساب کرده ایم که نه سدهایمان برای روزهای وسیع ،


نه مدیریت هایمان بحرانی….


ما فقط بعد از شکسته شدن ،هشدار میدهیم


وکار که از کار گذشت ،دنبال چاره میگردیم ….


کاش میدانستی این مردم چقدر بی پناهند


وکمی منصفانه تر میباریدی ….


اهسته ببار باران !


اینجا هیچ چیز سرجای خودش نیست ،


که یا غرق سیلاب میشویم ،


                         یا لباهایمان از تشنگی ترک برمیدارد

 

 


 


 



پیچک