موضوع : | بازدید : 68 | تگ ها :
تاريخ : 16 / 7 / 1397 | 20:26 | نویسنده : پویا

 

  زمانی کزروس ( پادشاه ليديه كه پس از فتح كشورش

توسط ايرانيان ، به خاطر بزرگ منشي كورش خواستار

خدمت به وي شد و تا مقام مشاور ارشد كورش ارتقا يافت )

به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را

برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟

کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان

دارایی من چقدر بود؟! 

 کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.

کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو

کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین

مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید.

مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند.

وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند،

از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.

کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست.

اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید

نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و

مردم از آن بی بهره‌اند مثل این می‌ماند که تو نگهبان

پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!

این داستان را دیدم یاد اول انقلاب افتادم مردم با چه

شور شوقی همه ی داشته های خود را خالصانه هدیه

میدادند برای پیشرفت انقلاب. از تخم مرغ پیرزن گرفته تا طلا های

زنان . اما اکنون بعد از چل سال مسئولین از مردم میخواهند برای

کمک به دولت اندوخته های خود را وارد بازار کار کنند. اما دریغ از

یک حرکت.

چرا؟؟!!!!!

چون در طول این مدت حاکمان نشان دادند که نه خدمتگذار بلکه برای

غارت مردم امدند.

 

از هر دستی بدی از همان دست میگیری.

 

 




پیچک

X
تبليغات