موضوع : | بازدید : 90 | تگ ها :
تاريخ : 8 / 7 / 1397 | 21:00 | نویسنده : پویا

 

 

دوستان زنگ زدند گفتن حاج فریون میخواد کوچ کنه بره پایتخت.
تعجب کردم ، حاج فریدون که از شهر شلوغ بدش میومد
حاج فریدون یک دوره وکیل مجلس بود. که بار دوم بهش رای ندادن.
دوباره رفت نظام مهندسی سر کار خودش . مهندس قهاری هست
زنگ زدم بعد سلام و احوالپرسی گفتم یادگار دفاع مقدس نیستی
نمی پرسی ؟ کجایی؟
گفت حاجی کوچکتم والله ما هم مشغول زندگیمون هستیم داریم
میسوزیم و میسازیم با این گرانی . و بدبختی.
گفتم شنیدم میخوای بری پایتخت؟
گفت بله خونه ر ا فروختم از وسائل هم فروختم یک کمی مونده
میخوام برم تهران یک اپارتمان خریدم تو خیابان فاطمیه.
گفتم مبارکه  انشاالله . حالا تو پایتخت میخوای چیکار کنی؟
گفت حاجی تو این مملکت بخور بخوره.این بچه های ما هم که بیکارن
میخوام برم تهران بلکه فرجی بشه ما هم یک کاسبی راه بیندازیم
مثل بقیه یه چند میلیاردی  از خلق الله بگیریم ، بعدش فلنگ ببندیم
برذیم اونور اب بلکه این بچه هامون خوشبخت بشن . برای ما که نشد.
عجببببب!!!!
گفتم حاجی باد اورده را باد میبره.
گفت تا باد دوم بیاد یه فکری براش میکنیم حاجی. خاوریها و........
خیلیهای دیگه مگر باد دوم بردتشون که منو ببره.
دیدم راست میگه ، گفتم مومن خدا قوت . راست میگی همه بردن تو
هم روش .

فقط خدا اخر عاقبت ما دست پا چلفتیها را ختم بخیر بگرداند.



پیچک

X
تبليغات